شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت شهریاری که قصری زرنگار کرد

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهریاری کرد قصری زرنگارخرج شد دینار بر وی صد هزار
۲
چون شد آن قصر بهشت آسا تمامپس گرفت از فرش آرایش نظام
۳
هر کسی می‌آمدند از هر دیارپیش خدمت با طبقهای نثار
۴
شه حکیمان و ندیمان را بخواندپیش خویش آورد و بر کرسی نشاند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth