شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت عنکبوت و خانهٔ او

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدهٔ آن عنکبوت بی‌قراردر خیالی می‌گذارد روزگار
۲
پیش گیرد وهم دوراندیش راخانه‌ای سازد به کنجی خویش را
۳
بوالعجب دامی بسازد از هوستا مگر در دامش افتد یک مگس
۴
چون مگس افتد به دامش سرنگونبرمکد از عرق آن سرگشته خون
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth