شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم کاکنون به عالم غم ندارمو گر دارم غم عالم ندارم
۲
ز قلاشی و رسوایی و مسنیاساس شادمانی کم ندارم
۳
گریبان من و دست رضایتچرا دل شاد و جان خرم ندارم
۴
اگر رحمی کنی زخمی دگر زنکه دیگر طاقت مرهم ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth