شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر چشمه ی نوش لبش افتاد چو راهمزلف و زنخش بست و در افکند بچاهم
۲
شمشیر کشیدست بقتل من از ابروتا خلق بدانند که عشق است گناهم
۳
عشق آمد و زد از دل و چشم ، آتش و آبی،بر دامن ناپاکم و بر روی سیاهم
۴
ای دوست ، فراقی که تغیّر نپذیرد،خوشتر زوصالی که بود گاه بگاهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth