خلوتی با عطار
سوگواری پسری که در مرگ پدر
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش تابوت پدر میشد پسراشک میبارید و میگفت ای پدر
۲
این چنین روزی که جانم کرد ریشهرگزم نامد به عمر خویش پیش
۳
صوفیی گفت آنک او بودت پدرهرگزش این روز هم نامد به سر
۴
نیست کاری کان پسر را اوفتادکار بس مشکل پدر را اوفتاد
صفحهٔ ۱ از ۲