خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندیگو بسازند نقابی و بسوزند سپندی
۲
ما نه خود لایق تیریم و نه شایستهی بندیور نه آن ابرو و آن طره کمان است و کمندی
۳
لاف قوت مزن ای خواجه که از ما نخرد کسجز دل خسته درین رسته و جز جان نژندی
۴
لاف خصمی به منت هست دریغا ز مصافیتا بیازیم سنانی و بتازیم سمندی
صفحهٔ ۱ از ۲