خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابیسر لطف اگر نداری چه کم آخر از عتابی
۲
من و دامن خیالت که نه روز داند از شبنه وصالی از فراقی نه حضوری از غیابی
۳
بخیال روی و زلف تو شبم خوش است و خواهمکه نه سر زند دگر صبح و نه پر زند غرابی
۴
اگرم ملول خواهی تو چه بهتر از ملالتوگرم خراب سازی تو چه خوش تر از خرابی
صفحهٔ ۱ از ۲