شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من و اندیشه ی باری که ندارد یارینگشاید دل از آن گل که بود با خاری
۲
عجب از مفلس بی خانه که مهمان خوانددل بدست آر و پس آنگه بطلب دلداری
۳
راحت هر دو جهان پاکی دل از هوس استزر چو پاک ست بود رایج هر بازاری
۴
شیخ شهر از من دیوانه حذر می نکندمن که مستم چه حذر میکنم از هشیاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth