شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب تیره وره سخت، چنین سست چراییبشتاب اگر بر اثر ناقه ی مایی
۲
زاندیشه ی رهزن بود این راهبران رادر دست نه شمعی و نه بر ناقه درایی
۳
رهبر ز پس قافله و راهرو از پیشتا عقل نماند نرسد عشق بجایی
۴
فردا که سر از خاک برآرند خلایقترسم نتواند که برد راه بجایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth