خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۵ - آدمی را بر جانوران فخری نیست ....
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم و گوش و دست و پا و خورد و خفتدوری از بیگانه نزدیکی به جفت
۲
این نه فخری کادمی را در خور استزانکه در حیوان ازو افزونتر است
۳
از فضول جلد حیوان کاستنجامهٔ خود را بدان آراستن
۴
کین سمور است، این خزاست، این قاقم استیا که این از پشم و آن ز ابریشم است
صفحهٔ ۱ از ۷