شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۳۱

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوی طور آمد مگر روزی کلیمخفته در ره بود مسکینی سقیم
۲
ضعفش افکنده ز پا در رهگذاربسترش از خاک و بالینش ز خار
۳
چون کلیم الله را در راه دیدناله ی جانسوز از دل بر کشید
۴
کی کلیم حق چو سویش بگذریهیچت افتد که ز من یاد آوری
صفحهٔ ۱ از ۲۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth