شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

بار غم بر دل و دل بر سر زلفش ترسم

غزلیات بازمانده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار غم بر دل و دل بر سر زلفش ترسمکه گرانی کند و بگسلد این رشته زهم
۲
ای نسیم سحر آهسته بر آن زلف گذرکه زگستاخی تو سلسله ها خورد بهم
۳
گر توانی رخش ای شام بپوشان در زلفورنه با طلعت او شب نشود در عالم
۴
باز وسواس خرد راه بدل جست ای عشققدمی جانب ما غمزدگان نه ز کرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth