خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادابه جز روی گلت دیگر به چشمم خار و خس بادا!
۲
خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاریبه شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا!
۳
چو فرزین مهره عشق تو را هر کس، که کج بازداگر شهرخ بود صد فیل او زیر فرس بادا!
۴
به راه عشق بندد ساربان شوق من محملقماش ناله دل ناقه او را جرس بادا!
صفحهٔ ۱ از ۲