خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برد زلفش گرو از مشکلم آسانی راکرد نقشی به دلم خط پریشانی را
۲
غنچهاش خندد اگر هیچ نباشد قدریپیش شفتالوی او قیمت خوبانی را!
۳
گیر از طره او سرخط آشفتهدلینیست استاد دگر درس پریشانی را!
۴
عشق میخواهی؟ شو از بند تعلق آزاد!رگ گل خار بود بلبل زندانی را!
صفحهٔ ۱ از ۳