شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی آیینه را حیرت خیال عکس تصویرتکمان فتنه را ناوک حدیث چشم زهگیرت!
۲
چو خاک اکنون به باد از آتش تیغ توام لیکنبسی جوهر ز خونم گل کند از آب شمشیرت
۳
نمی‌روید به جز یاقوت دیگر هیچ از خاکشاگر ریزد به هر جا قطره‌ای از خون نخچیرت
۴
وجوب سرنوشت خامه نی نیست بشکستندرستی نیست ممکن در قلم انشای تصویرت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth