خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیستجز فنا در خانه هستی دگر دیوار نیست!
۲
عالمی سرگرم سودای خیال عالمندهیچ کس از خواب غفلت یک دمی بیدار نیست!
۳
بیش ازین در باغ و در گلشن منال ای عندلیبرشته دلبستگی در رنگ این گلزار نیست!
۴
وه چه نقد کاسدیم امروز در دکان دهرجنس ما را هیچگاهی گرمی بازار نیست!
صفحهٔ ۱ از ۳