خلوتی با عطار
حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کرد
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیخ بوبکر نشابوری به راهبا مریدان شد برون از خانقاه
۲
شیخ بر خر بود بیاصحابناکرد ناگه خر مگر بادی رها
۳
شیخ را زان باد حالت شد پدیدنعرهای زد، جامه بر هم میدرید
۴
هم مریدان هم کسی کان دید ازوهیچ کس فی الجمله نپسندید ازو
صفحهٔ ۱ از ۵