خلوتی با عطار
شیخی که از سگی پلید دامن در نچید
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بر شیخی سگی میشد پلیدشیخ از آن سگ هیچ دامن در نچید
۲
سایلی گفت ای بزرگ پاکبازچون نکردی زین سگ آخر احتراز
۳
گفت این سگ ظاهری دارد پلیدهست آن در باطن من ناپدید
۴
آنچ او را هست بر ظاهر عیاناین دگر را هست در باطن نهان
صفحهٔ ۱ از ۲