شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای غنچه‌دهن لب تو شکردندان تو همچو در و گوهر!
۲
ای عارض تو حریر از گلوی زلف سیاه تو معنبر!
۳
ای نخل قدت برابر جان!رخسار مهت به جان برابر!
۴
چشمت به کرشمه ریخت خونممژگانت برم کشیده خنجر!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth