شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفسمحمل ما را بود ساز شکست دل جرس
۲
می‌توان امروز بودن فرش پای آفتابشب‌روان راه را چون سایه نبود بیم کس
۳
تا نباشی رهنورد وادی دشت عدمکی رسی در جاده اقبال این بال فرس؟!
۴
بی‌فنا حاصل نگردد دولت دیدار اوکس چسان سازد تمنای وصال او هوس؟!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth