شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساطشهد جام عیش را با زهر غم کرد اختلاط
۲
راحتی نبود به کس در محنت‌آباد جهانجای آسایش نباشد صحن و بام این رباط
۳
فرصت فردا ز دیوان ازل نآمد تو رامی‌توانی کن تو کار خویش امروز احتیاط
۴
در سلوک عاشقی تمکین بود شرط ادببارگاه عشق نبود جای هزل و انبساط
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth