شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عارضت آفتاب می‌گویمنرگست را شهاب می‌گویم
۲
با تو ای نور چشم حرفی چندمن ز راه صواب می‌گویم
۳
دل ربودی مرا به تار زلفسخن از پیچ و تاب می‌گویم
۴
ای پری گوش جانب من کنماجرای عذاب می‌گویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth