خلوتی با عطار
حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاند
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یافتند آن بت که نامش بود لاتلشگر محمود اندر سومنات
۲
هندوان از بهر بت برخاستندده رهش هم سنگ زر میخواستند
۳
هیچ گونه شاه مینفروختشآتشی برکرد و حالی سوختش
۴
سرکشی گفتش نمیبایست سوختزر به از بت، میببایستش فروخت
صفحهٔ ۱ از ۵