خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۵ - فراقنامه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فغان ز گردش چرخ ستمگر غدارهزار مرحله دورم فکند از دلدار!
۲
سپهر کجرو پرفن مرا به پیش آوردچه حالتی که نه حد سکون نه صبر و قرار!
۳
مرا به سر ز می وصل او غروری بودکنون که دورم ازو جای مستی است و خمار
۴
به بوستان لطافت نهال قامت اوبه مثل طوبی و شمشاد و سرو خوشه قطار
صفحهٔ ۱ از ۱۵