خلوتی با امیرعلیشیر نوایی
شمارهٔ ۷۱ - تتبع مخدومی
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیره گشتم هر که آب اندر شراب ناب ریختچیست غیر تیره گی آن کو بآتش آب ریخت
۲
وه که ممکن نیست دیگر چشم را دیدن به خوابکز خیال لب نمک آن مه به جای خواب ریخت
۳
یار شد مهمان من وز گریه شادی دو چشمدر رهش یاقوت رمانی و لعل ناب ریخت
۴
در دو جامش بود کام من خطا بود از طبیباینکه از بهر دوا در ساغرم جلاب ریخت
صفحهٔ ۱ از ۲