شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت خواجه‌ای که عاشق کودکی فقاع فروش شد

بیان وادی عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواجه‌ای از خان و مان آواره شدوز فقاعی کودکی بی‌چاره شد
۲
شد ز فرط عشق سودایی ازوگشت سر غوغای رسوایی ازو
۳
هرچ او را بود اسباب و ضیاعمی‌فروخت و می‌خرید از وی فقاع
۴
چون نماندش هیچ، بس درویش شدعشق آن بی‌دل یکی صد بیش شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth