خلوتی با امیرعلیشیر نوایی
شمارهٔ ۱۰۱ - مخترع
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنی که دیده دید دل آن سوی مایل استفریاد دل ز دیده و آه من از دل است
۲
خواهم که آتش افتد از آن چهره در نقابگو از چه رو بچشمم ازان روی حایل است
۳
در ظلمت فراق چو نوشم زلال خضرآب حیات نیست که آن زهر قاتل است
۴
هر چند دلفروز بود آفتاب میآن هم به زیب گلشن حسن تو داخل است
صفحهٔ ۱ از ۲