شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۱۰ - ایضا له

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاه خندیدن لبت آب حیات و قند ریختنطق شیرین روانت هم بدان مانند ریخت
۲
رسم مردن شاید ار روزی ز عالم برفتدجان شیرین بس که زان لب‌های شکرخند ریخت
۳
تا شنیدم بسته‌ای با مدعی پیوند و عهدزین سخن یکبارگی پیوندم از پیوند ریخت
۴
در غم یوسف رخی چون گریه من خود نبودگرچه اشک خونفشان یعقوب هم یکچند ریخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth