شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت مفلسی که عاشق ایاز شد و گفتگوی او با محمود

بیان وادی عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشت عاشق بر ایاز آن مفلسیاین سخن شد فاش در هر مجلسی
۲
چون سواره گشتی اندر ره ایاسمی‌دویدی آن گدایِ حق‌شناس
۳
چون به میدان آمدی آن مشک‌مویرند هرگز ننگرستی جز بگوی
۴
آن سخن گفتند با محمود بازکان گدایی گشت عاشق بر ایاز
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth