شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۱۵ - مخترع

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکستچه مردمی متوقع بود ز کافر مست
۲
مرا که مرغ دل از قید دام فارغ بودبه حلقه موی یکی طره شد دگر پا بست
۳
چو نخل قد تو در باغ سینه بنشاندمبه سینه تیر تو چون نخل دیگرم ننشست
۴
خودی فروخته رندان می مغانه خرندنه خود پرست چو شیخ است رند باده پرست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth