شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۴۲ - تتبع خواجه

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دست پیر میکده گلرنگ باده بودیا عکس روی مغبچه در می فتاده بود
۲
رفتم به دیر و شوکت رندان بساحتشاز هر چه در خیال درآید زیاده بود
۳
پیر مغان نشسته به صد حشمت و جلالگردون بقد خم به درش سر نهاده بود
۴
رندان مست هر یکی از رتبه رفیعبا اهل عرش چشم حقارت گشاده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth