شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۷۸ - تتبع خواجه

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح تاب مه کزین عالی رواق افتاده بودبا مه خویشم صبوحی اتفاق افتاده بود
۲
وه چه باشد هر کرا هرگز چنان صبحی دمدکافتابم در صبوحی هموثاق افتاده بود
۳
گاه چشمم بر رخش از عین حیرت مانده بازگه سرم بر پایش از روی وفاق افتاده بود
۴
از نشاط این چمن وصلی که ما را داد دستدر حریفان های و هوی طمطراق افتاده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth