شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدمبگفتمش که بده جام می دمست و قدم
۲
ردا بروی تغار می است و شعله آهمراست کشور رندی کنون به طبل و علم
۳
درم درم که شده داغ من به سجاده دهچه سود چون نشود رهن می به نیم درم
۴
مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم دهز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth