شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

مرثیه حضرت مخدوم نورا [نورالدین عبدالرحمن جامی]

دیوان اشعار فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دم از انجمن دهر جفایی دگر استهر یک از انجم او داغ بلایی دگر است
۲
روز و شب را که کبود است و سیه جامه دروشب عزایی دگر و روز عزایی دگر است
۳
بلکه هر لحظه عزائیست که از دشت عدمهر دم از خیل اجل گرد فنایی دگر است
۴
هست ماتمکده ای دهر که از هر طرفشدود آهی دگر و ناله و وایی دگر است
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth