خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۳۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من زمانه کرد هنرها همه وبالوز غم بریخت خون جوانیم چرخ زال
۲
در تنگنای حلقه این اژدهای پیرشد چون لعاب افعی در حلق من زلال
۳
کلکم ز دست بستد تیر حسود طبعبر من کمین گشاد سپهر کمان مثال
۴
افعی ست با من این تتق سبز زرنگارما در خیال آنکه عروسی ست با جمال
صفحهٔ ۱ از ۱۱