خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۴۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپیده دم چو دمیدن گرفت بوی چمنهوا ز ژاله گهر بست بر عذار سمن
۲
بت سمن بر سیماب سینه سرو آسابه کف چمانه درآمد چمان چمان به چمن
۳
چکان چکان خویش از گل زناز بر قرطهکشان کشان سر زلف دراز در دامن
۴
نماز برد بر قامتش چو راهب سروسجود کرد بر عارضش سمن چو شمن
صفحهٔ ۱ از ۱۴