خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۵۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش چو کرد آسمان افسر زر ز سر یلهساخت ز ماه و اختران یاره و عقد و مرسله
۲
شکل فلک خراش شد مهر چو دانه آس شدعقده راس داس شد از پی کشت سنبله
۳
طرف جیبن نمود ماه از طرف بساط شاهآمده با قبول و جاه از قبل مقابله
۴
زهره چو شیر خشمگین کرده به مکمنی کمینبر دم تیغ آهنین داده صقال مصقله
صفحهٔ ۱ از ۶