خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو پنداری که عشقم هر دم افزون نیست هستیا دلم در دوری روی تو پرخون نیست هست
۲
ور تو را شبهت بود کاندر فراقت بر دلمهر شب از خیل عنا و غم شبیخون نیست هست
۳
ور تو صورت بستهای کز عکس دندان و لبتچشم من پر لعل ناب و دُر مکنون نیست هست
۴
ور بری ظن کاندرین شبهای تیره بر درتاز سرشک دیدگانم خاک معجون نیست هست
صفحهٔ ۱ از ۴