خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که به روی چون سمن رشک بهار و سوسنیزان قد همچو نارون سرو روان گلشنی
۲
بر سر ارغوان و گل حسن تو خاک تیره کردتا تو به خوبی و صفا همبر آب روشنی
۳
بی رخ و نخل دلکشت در دل و دیدهٔ من استطلعت بدر منخسف قامت سرو منحنی
۴
چون نبری دلم که من عاشق بیدل توامچون نخورم غمت که تو شادی شادی منی
صفحهٔ ۱ از ۳