خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیداست خود که نیست ترا رای آشتیزیرا که گم شده ست سروپای آشتی
۲
برتافتی ز مهر و وفا روی دل چنانکنه روی صلح داری و نه رای آشتی
۳
با ما دلت به کینه چنان مشتغل شده ستکو نیز خود ندارد پروای آشتی
۴
بردوختی به کینهوری چشم مردمینگذاشتی به حیلهگری جای آشتی
صفحهٔ ۱ از ۲