خلوتی با عطار
سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم میربودند
فیوصف حاله
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در رهی میرفت پیری راهبردید از روحانیان خلقی مگر
۲
بود نقدی سخت رایج در میانمیربودند آن ز هم روحانیان
۳
پیر کرد آن قوم را حالی سؤالگفت چیست این نقد برگویید حال
۴
مرغ روحانیش گفت ای پیرراهدردمندی میگذشت این جایگاه
صفحهٔ ۱ از ۴