خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۸۹
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به بوسیدن خاک در چرخ آسایتجویبار فلک و اخضر گردون تشنه
۲
تیغ سیراب تر سبز تو با آنهمه آبروز و شب هست به خون یا به شبیخون تشنه
۳
تشنه شربت مرگ است عدو تا تیغتاز جگر تافتگی هست به هر خون تشنه
۴
ز آتش صولت تو باد تهمتن رفتهزآب انصاف تو در خاک فریدون تشنه
صفحهٔ ۱ از ۴