خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند رنجانی نگارا این دل مشتاق رایا سلامت خود مسلم نیست مر عشاق را
۲
هر کرا با عشق خوبان اتفاق آمد پدیدمشتری گردد همیشه محنت مخراق را
۳
زآنکه چون سلطان عشق اندر دلی ماوا گرفتمحو گرداند ز مردم عادت و اخلاق را
۴
هر که بی اوصاف شد از عشق آن بت برخوردکان صنم طاقست اندر حسن و خواهد طاق را
صفحهٔ ۱ از ۲