شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزاده عشقی

سرگذشت تأثرآور شاعر

قالبهای نو

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در منتهاالیه خیابان، بود پدیدتهران برون شهر، خرابه یکی بنای
۲
گسترده مه، ز روزنهٔ شاخ‌های بیدفرشی که تا بد، ار بلرزد همی هوای
۳
ساعت دوازده است، هلا نیمه‌شب رسیدجز وای وای جغد، نیاید دگر صدای
۴
یک بیست‌ساله شاعری، آواره و فریدبا هیکل نحیف و خیالات غم‌فزای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth