خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۵ - درد وطن
غزلیات و قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز اظهار درد، درد مداوا نمیشودشیرین دهان به گفتن حلوا نمیشود
۲
درمان نما، نه درد که با پا زمین زدناین بستری ز بستر خود پا نمیشود
۳
میدانم ار که سر خط آزادگی مابا خون نشد نگاشته، خوانا نمیشود
۴
باید چنین نمود و چنان کرد چاره جستلیکن چه چاره با من تنها نمیشود؟
صفحهٔ ۱ از ۴