خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۷ - زندگی و مرگ من
غزلیات و قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرسنه چون شیرم و برهنه چو شمشیربرهنهای شیر گیر و گرسنهای شیر
۲
برهنهام دستگیریام نکند کس!دست نگیرد کسی به برهنه شمشیر
۳
من دم شیرم، به بازیام نگرفتندکس نه به بازی، گرفته است دم شیر
۴
گرسنه از درد، دلش همچو تهی طبلشهر خبر سازد، ار نماید تقدیر
صفحهٔ ۱ از ۲