خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۱۱ - نامه عشقی
غزلیات و قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سزد ای شام چرخ تیره وش! وقتی سحر گردینه هر شام و سحر، ای تیره گردون تیره تر گردی
۲
چه ظلم است؟ این مدام آسایش آسودگان خواهیپی آزردن آزردگان شام و سحر گردی!
۳
چه عدل است؟ این به کام نیک بختان نوش آشامی!سپس اندر به جان، زشت اختران را نیشتر گردی!
۴
چه لازم؟ خلقت خوش طلعان و تیره اقبالانکه بی خود باعث ترجیح این بر آن دگر گردی
صفحهٔ ۱ از ۶