خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیختبی عدد از دیدگانم اشگ فرو ریخت
۲
دست یکی کرد با صبوری و خوابمآن ز دل از دو دیده یکسر بگریخت
۳
باد جدا کرد زلفکان تو از هممشک سیه با گل سپید برآمیخت
۴
مشک همی بیخت زلف تو همه شب دوشاشگ همی بیختم چو مشک همی بیخت
صفحهٔ ۱ از ۲