خلوتی با میرزاده عشقی
بخش ۳ - در گورستان
کفن سیاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من به دشت اندر و دشت آغش سیمین مهتابنقره، گردی به زمین کرده ز گردون پرتاب
۲
دشت آغشته، کران تا به کران در سیمابرخ زشت فلک، آنجا شده بیرون ز نقاب
۳
همه آفاق در آن افسردهمه روان همسر شمع مرده
۴
چه فضایی؟ سخن از موت و فناگویی بود!چه هوایی؟ عفن و مردهنما بویی بود!
صفحهٔ ۱ از ۸