شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزاده عشقی

بخش ۶ - در قلعه خرابه

کفن سیاه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برسیدم به یکی قلعه کهسان و کهنکه در و بامش به هم ریخته، دامن دامن
۲
زیر هر دامنه، غاری شده بگشوده دهنسر شب هر چه سخن گفته بد، آن پیر به من
۳
آن دهنها همه بنموده، به تصدیق سخن
۴
باری آن قلعه، حکایتها داشتز آفت دهر، شکایتها داشت
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth